چهارشنبه 21ام آبان 1404
دکتر حسین چناری
انگیزه کارکنان نقش مهمی در تعیین موفقیت یک سازمان دارد. زمانی که کارکنان انگیزه داشته باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که درگیر و متعهد به کار خود باشند و در نتیجه بهرهوری و خروجی با کیفیت بالاتر افزایش یابد. کارکنان با انگیزه نیز تمایل دارند فعالتر، خلاقتر و نوآورتر باشند که منجر به سازمانی کارآمد، پویا و چابکتر میشود که میتواند با شرایط متغیر بازار سازگار شود.
علاوه بر این، کارکنان با انگیزه بیشتر در سازمان باقی میمانند، که باعث کاهش جابجایی کارکنان و هزینههای استخدام و آموزش میشود. بنابراین، سازمانها باید فرهنگ انگیزش را از طریق ابزارهای مختلف، مانند ارائه شناسایی و پاداش، ایجاد فرصتهایی برای توسعه شخصی و حرفهای، و ارتقای تعادل مثبت بین کار و زندگی، پرورش دهند.
ترس، عدمقطعیت، ناملایمات اقتصادی، اخراج. هر بار که کانالهای خبری اخبار منفی را ارائه میدهند، احساس وحشت فزایندهای به وجود میآید. در این شرایط سازمانها باید با تکیه بر چهار اصل کلیدی شفافیت، اعتماد، نظم مالی و محافظت از مشاغل به رفع ترس کمک کنند و کارکنان را با انگیزه نگه دارند.
1. شفافیت
شفافیت را در آغوش بگیرید و در مورد وضعیت کسبوکار صادق باشید. با آگاه کردن کارکنان در مورد وضعیت شرکت و کارهایی که کارکنان میتوانند برای بهبود وضعیت انجام دهند شروع کنید. در جریان قرار گرفتن کارکنان، ترس از ناشناختهها را از بین میبرد. درعوض، کارکنان را برمیانگیزد تا ذهن خود را بر روی کارهایی که میتوانند انجام دهند تا مطمئن شوند محل کارشان در زمان عدمقطعیت اقتصادی امن باقی میماند، متمرکز کنند. بسیاری از صاحبان مشاغل ممکن است تمایلی به اشتراک گذاشتن حقیقت در مورد امور مالی کسبوکار نداشته باشند. با این حال، به عهده گرفتن بار زنده نگه داشتن شرکت - به صورت انفرادی - ریسک بزرگتری است.
2. ایجاد اعتماد
اعتماد برای یک سازمان حیاتی است. بدون آن، یک شرکت نمیتواند روابط معنادار و پایداری با کارمندان، مشتریان، فروشندگان و غیره ایجاد کند. مدیران میتوانند سعی کنند کارکنان را از وضعیت فعلی کسبوکار اطمینان دهند، اما در نهایت اگر کارمندان این کار را انجام ندهند، این پیام از یک گوش داخل و از گوش دیگر خارج میشود.
وقتی مدیری مطلبی را بیان میکند که با واقعیت کسبوکار در تضاد باشد، اعتماد میتواند خیلی سریع از بین برود. به کارمندان توضیح دهید که چرا تصمیمات خاصی را میگیرید و چگونه از اطلاعات موجود برای اطلاعرسانی به این تصمیمات استفاده میکنید. سعی کنید تا حد امکان کارکنان را در تصمیمات استراتژیک شرکت بگنجانید. این باعث ایجاد اعتماد و انگیزه میشود. توضیح دهید که وضعیت ممکن است تغییر کند و به کارکنان آسیبی نرسد.
3. نظم مالی
هر کسبوکاری برای مقابله با سناریوها و رویدادهای غیرمنتظره نیاز به پول نقد دارد. رهبران همیشه باید موقعیت نقدی خود را در اولویت قرار دهند، زیرا این تنها چیزی است که درها را در هنگام بحران باز نگه میدارد. قرض گرفتن تنها راه رشد نیست. بنابراین تا حد امکان از بدهی خودداری کنید و یک ذخیره نقدی ایجاد کنید. رهبران ممکن است خود را در موقعیتی بیش از حد اهرمیبیابند. اما این میتواند فرصتی برای مشارکت دادن نیروی کار و ایجاد اعتماد با گفتن حقیقت در مورد وضعیت شرکت به کارکنان باشد.
از همکاران خود در مورد اینکه چگونه میتوانند در کاهش هزینهها مشارکت داشته باشند و افزایش جریان نقدی تا جایی که شرکت بتواند تعهدات بدهی خود را پوشش دهد، نظر بخواهید. وقتی به افراد خود در مورد کسبوکار آموزش دهید و آنها را در یافتن راهحل مشارکت دهید، از آنچه ممکن است اتفاق بیفتد شگفتزده خواهید شد. ارائه اطلاعات در زمان واقعی به کارکنان و فرصت ایجاد تغییر، انگیزه کارمندان را برای مشارکت در موفقیت شرکت بسیار بیشتر از نگه داشتن آنها در تاریکی بدون هیچ نشانهای از آنچه در کسبوکار اتفاق میافتد، میکند.
4. محافظت از مشاغل
شرکتها بدون افراد آیندهای ندارند. آنها باید این را درک کنند. به همین دلیل است که محافظت از مشاغل بسیار مهم است و باید به کارکنان خود اطلاع دهید که اولویت شرکت محافظت از مشاغل آنهاست. شرکتها باید برای بقای خود از اخراج کارکنان خودداری کنند. این کار آسیب جبرانناپذیری به شرکت وارد میکند و جذب استعدادهای برتر در آینده را بسیار دشوارتر میکند.
هنگامی که کارکنان بدانند برای سازمانی کار میکنند که برای معیشت آنها ارزش قائل است و در مواقع سختی از آنها حمایت میکند، انگیزه بیشتری برای جبران این احترام و ارائه بهترین عملکرد روزانه خود برای اطمینان از موفقیت سازمان خواهند داشت.
نصب برنامه ابن سینا